تاریخ:شهریور 31, 1399

چرا هوش هیجانی EQ مهمترین چیزی است که می توانید به فرزندان خود بیاموزید

هوش هیجانی EQ – بچه های ما در طی چند ماه گذشته به طرز استثنایی با چیزهای بدی سر و کار داشته اند. آنها از کل ساختار اجتماعی، کلاسهای درس و همه حس طبیعی بودن جدا شده اند. و والدین مطمئناً برای ادامه کار تلاش کرده اند. بنابراین چگونه والدین می توانند از این زمان در خانه آموزش دیگر مهارتهای مهم زندگی به فرزندان خود و تقویت هوش هیجانی آنها استفاده کنند.

هوش هیجانی EQ

برای چندین دهه، والدینی که در جستجوی تصویری واضح تر از توان مغزی فرزندانشان هستند، به آزمایش های IQ (“ضریب هوشی”) روی آوردند.

این تست ها تا حد زیادی محبوبیت خود را از دست داده اند، تا حدی به این دلیل که کارشناسان می گویند درست کار نمی کنند اما بیشتر به این خاطر که ارزش والدین از نظر آنچه برای فرزندان خود می خواهند و انتظار از آنها تغییر کرده است.

این روزها بیش از 90٪ والدین آمریکایی می گویند برای آنها مهم است که کودکانی دلسوز پرورش دهند. ما کودکانی می خواهیم که از نظر عاطفی پایدار و همدل باشند. ما بچه هایی را می خواهیم که بتوانند با دنیایی دشوار و در حال تغییر روبرو شوند.

به عبارت دیگر، چیزی فراتر از ضریب هوشی، ما بچه هایی با هوش هیجانی EQ بالا می خواهیم.

در اینجا آنچه والدین باید درباره مفهوم و چگونگی شروع کار بدانند، آورده شده است.

“EQ” همه چیز درباره هوش هیجانی است.

تعریف واضح و مشخص برای آنچه “EQ” (“هوش عاطفی”) معنی می دهد وجود ندارد زیرا واقعاً یک اصطلاح غیررسمی است. اما به طور کلی، وقتی افراد در مورد EQ صحبت می کنند، در مورد هوش هیجانی یک شخص صحبت می کنند. و به گفته روانشناس و روزنامه نگار علمی دانیل گلمن، که در دهه 1990 به محبوبیت این اصطلاح کمک کرد، هوش هیجانی به طور کلی شامل چهار حوزه است : خودآگاهی یک شخص، توانایی خود مدیریتی، آگاهی اجتماعی، و توانایی افراد برای مدیریت مؤثر روابط.

حتی ساده تر؟ کورل کانوی می گوید: هوش هیجانی همه چیز در مورد “آگاهی بیشتر از احساسات خود است تا بتوانید به طور موثرتری آنها را مدیریت کنید.”

از آنجا که کل مفهوم هوش هیجانی گسترده است، مطالعات علمی بزرگ و نیرومندی وجود ندارد که می گویند داشتن EQ بالا به وضوح منجر به مزایای بلند مدت می شود.

اما شواهد حکایتی فراوانی وجود دارد که خودآگاه بودن و توانایی کار کردن از طریق احساسات سخت به روش سازنده به بچه ها در طول زندگی کمک می کند.

گام اول : به بچه ها کمک کنید تا احساسات خود را تشخیص دهند.

یکی از قدرتمندترین کارهایی که والدین و مراقبان می توانند برای کمک به کودکان در تقویت هوش هیجانی انجام دهند این است که به آنها کمک کنید تا دریابند که چه احساسی دارند.

کانوی می گوید : “والدین مدرسه قدیمی گفتند که به فرزندان خود می گویید “گریه نکن” یا “دیوانه نشو” – اما اکنون ما می دانیم که والدین باید برعکس عمل کنند. البته آنها شاید غمگین شوند. شاید دیوانه شوند. آنها انسان هستند.”

به جای تشویق بچه ها به غلبه بر احساسات شان، والدین باید به طور جدی به آنها کمک کنند تا آنچه را که تجربه می کنند تشخیص دهند. و کارشناسانی مانند کانوی بر این باورند که تمرین توجه و نام بردن از احساسات می تواند در سنین جوانی شروع شود. اگر، برای مثال، شما یک کودک نو پا دارید که در حال اخم کردن است زیرا به آنها گفتید “نه”، به کودک بگویید، به نظر می رسد که احساس عصبانیت یا ناامیدی دارد.

با برخی راهکارهای سالم برای مقابله آماده باشید.

یادگیری نحوه کنار آمدن با احساسات، بدیهی است که یک پروژه مادام العمر است، و این به عنوان والدین وظیفه شما نیست که همه پاسخ ها را داشته باشید. اما می توانید با نشان دادن راه هایی برای دست و پنجه نرم کردن با احساسات دشوار به کودکان در توسعه هوش هیجانی کمک کنید.

بچه ها با تماشای والدینشان، به ویژه در سن جوانی، یاد می گیرند. بنابراین در مورد اشاره دقیق به احساسات فکر کنید وقتی احساسات دشوار را تجربه می کنید، و به همان اندازه در مورد صحبت کردن از طریق چگونه کنار آمدن با آن احساسات فکر کنید. شما این حقیقت را طبیعی جلوه می دهید که همه ما استرس و غم و عصبانیت را تجربه می کنیم، و اگر کودکان نیز انجام دهند، هیچ مشکلی وجود ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *